2 pieces

آینه‌ای قدیمی با قاب کنده‌کاری‌شده بر دیواری سفید
Flash fiction · Dari

آینه

هر صبح روبه‌روی آینه می‌ایستادم و صورتم را نگاه می‌کردم. یک روز از آینه پرسیدم: «مرا می‌شناسی؟» آینه ساکت ماند. لبخند زدم و گفتم: «طبیعی است؛ تو فقط…

6 October 2026

Read
گنبدهای مسجد و خانه‌های کاه‌گلی یک شهر قدیمی در نور طلایی آفتاب
Reflection · Dari

حافظه‌ی زنده‌ی یک شهر

تابستان بود. نور خورشید از بالای خانه‌ها به کوچه تابیده بود؛ نور طلایی‌رنگش از میان ساختمان‌های کهنه و دیوارهای بلند عبور می‌کرد. خانه‌های بلند باعث…

6 October 2026

Read